|
ايام سوگواري ابا عبدالله الحسين راخدمت كليه همكاران گرامي ودانش آموزان تسليت عرض مي نماييم.
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1391ساعت 9:23  توسط ز.ر
|
مقدمه : معلمان دوره ابتدایی به عنوان مهمترین کارگزاران تربیتی و آموزشی دارای سهم به سزایی در تحقق اهداف تعلیم و تربیت می باشند . تحقق اهداف تربیتی و آموزشی در ابعاد رسمی و غیر رسمی در وهله نخست ، مرهون هماهنگی بین نظام خانواده ، اقتصاد ، سیاست و فرهنگ با یکدیگر است. چکیده : سرمایه گذاری در مقطع ابتدایی را به منظور تعمیم آموزش همگانی و رشد ابعاد وجود کودکان بهترین سرمایه گذاری می دانند و توفیق در این زمینه را از شاخص های مهم رشد و توسعه هر کشور ذکر می کنند . طباطبایی (1381) نظر به چنین اهمیتی است که در نظام آموزش و پرورش ایران ، توجه بیشتر به آموزش ابتدایی از نظر برنامه ریزی ، سازماندهی وسرمایه گذاری به منظور گسترش مدارس ابتدایی و افزایش اثر بخشی و کارآیی آنها ضرورت دارد تعریف آموزش ابتدایی : اولین دوره آموزش عمومی و اجباری (براساس نظام فعلی) می باشد . (نقییه – 1381) نکات مربوط به برنامه ریزی آموزش ابتدایی :
1- ارائه دانش و مهارتهایی که ارزش همگانی دارد و فراگیری آن برای همه فراگیران مورد نیاز است . 2- هدف اساسی دوره آموزش ابتدایی ، آموزش عمومی و همگانی و کمک به حسن روابط اجتماعی است و فراگیران این قبیل اطلاعات ، معلومات و مهارتها باید سطح تفاهم افراد جامعه را بالا ببرد . 3- در این مقطع آموزش باید در فراگیران علاقه به یادگیری را ایجاد کرد . 4- آموزش باید حتی الامکان عملی باشد و از ارائه مطالب نظری پرهیز گردد. 5- فکر کودک در این دوره تفکر انضمامی است (تفکر ذهنی و صوری نیست ) یعنی نمی تواند روابط بین اشیاء و افراد را در ذهنش ، بدون این که عینیت داشته باشد ، ساخته و پرداخته کند. اهداف دوره آموزش ابتدایی : 1- آموزش مهارتهای سه گانه (خواندن – نوشتن و حساب کردن ) یا مهارتهای بنیادی علاوه برسه مورد فوق بیان کردن و شنیدن ) به کودکان هدف کلی دوره ابتدایی می باشد . 2- آموزش هنر و زیبا شناسی 3- پرورش روحیه خود آموزی ، تجربه و تحقیق در فراگیران 4- آشنا کردن فراگیران با قوانین و مقررات متداول 5- آموزش ریاضیات برای فهم روابط ساده ریاضی 6- پرورش کودک برای سازش و تطبیق با جامعه و شرایط ساده زندگی ضرورت آموزش ابتدایی : آموزش ابتدایی به علت شمول آن و نیاز جوامع مختلف ، از اهمیتی پایه ای و زیربنایی در همه کشورهای جهان برخورداراست . ضرورتهای ذیل سبب شده است که این نوع آموزش در برنامه ریزیهای آموزشی کشورها از نیازهای حتمی و غیر قابل انکار محسوب می شود.(آموزگار – 1384) 1- تقریباً کلیه کشورهای جهان ، آموزش ابتدایی را به عنوان یک اصل مسلم و همگانی و حتی اجباری پذیرفته اند . 2- کودکان برای سازش و تطبیق با محیط و شرایط ساده زندگی لازم است از این نوع آموزش برخوردار گردند . 3- سرمایه گذاری و برنامه ریزی در آموزش ابتدایی یک نوع سرمایه گذاری درازمدت اما پر سود از نظر عوامل فرهنگی و اقتصادی است که بی گمان پس از مدتی جامعه و کشور از فواید آن سود خواهد برد و بی توجهی به آموزش ابتدایی جامعه را با صدمات جبران ناپذیری روبرو می کند.
افزایش منزلت اجتماعی معلمان مقطع ابتدایی در جامعه : معمولاً ارزش اجتماعی مشاغل بستگی به میزان اهمیت دادن آحاد جامعه به آن مشاغل می باشد . این ارزشها براساس اهمیت و میزان در آمد مشاغل ، میزان خدماتی که برای مردم انجام می دهند و بعضی معیارهای دیگر تعیین می شود که متأسفانه همیشه والزاماً حقیقی نیستند ، چه بسا براساس عوامل و در شرایط خاص بعضی از مشاغل ارزشهای کاذب پیدا می کنند . با این مقدمه می توان گفت معلمان دوره ابتدایی اصلی ترین بخش و مهم ترین عامل نیروی انسانی در نظام آموزش و پرورش به حساب می آیند که نقد و بررسی عملکرد آنان و نقشی که این بخش در تحقق برنامه ریزیهای کلان و کلی هرکشور دارد ، بسیار موثر می باشد . بدین ترتیب می توان گفت در طول تاریخ ، معلمان مقطع ابتدایی مهمترین نقش را در هدایت و سازماندهی جوامع مختلف ایفا نموده اند . یکی از مهمترین بخشهای جامعه که می تواند در تحقق شعارها و آرمانهای مدنظر به نقش فعال و ارزنده ای را ایفا کند و به عنوان یک عقبه فکری و فرهنگی زمینه و بستر را جهت تعمیم آن اهداف در جامعه فراهم کند . بخش آموزش و نیروی عظیم معلمان ابتدایی درهمه بخش های تربیتی جامعه می باشد توجه به نقش و وظایف معلمان این دوره در جامعه و انتظاراتی که در سطح جامعه از این قشر متصور می باشد تا حدودی تکلیف و کارآیی معلمان را در زمینه های گوناگون روشن می سازد . شخصیت متعالی معلمان دوره ابتدایی مانند شجره طیبه ای است که از هر زاویه به آن بنگریم ، جلوه ای از گذشت و فداکاری و ایثار را می بینیم و همه کلام و نگاه و رفتارشان پایدارترین آموزه های تربیتی می باشد . شغل معلمان دوره ابتدایی شریفترین شغل ها و پر مسئولیت ترین شغل هاست . شریفترین شغل ، زیرا شغل انسان سازی است و همان شغلی است که تمام انبیاء برای همین معنا آمدند . « معلمان ابتدایی نجیب ترین و قانع ترین و آگاه ترین افراد جامعه اند . باید در مقابل سخن درخواست معلم ابتدایی گوش شنوا داشته باشیم مشکلات معلمان دوره ابتدایی را باید بیماری مزمن و اساس اقتصاد ایران دانست و اگر به معلم امتیازی داده شود . آن امتیاز باید معادل پاسخ خدمت به کل جامعه باشد جامعه امروزه ما بیش از هرزمان دیگری نیاز به معلمان دوره ابتدایی دارد » (رجبی – 1378 ) پستالوژی پدر تعلیم و تربیت جدید درجایی فرمایند : اگر آدمیان می دانستند که معلمان برای آنان چه کرده اند آنها را از تمامی گوهرها و ثروت ها گرامی تر می داشتند چرا که معلمان بوده اند که علم را پیوستگی داده و نسل به نسل به ما رسانده اند و این حقیقتی عظیم است . اگر معلمان نبودند و کتاب نمی نوشتند ، میراث فرهنگ گذشته و دست آوردهای پیشینیان چگونه به ما می رسد . (پستالوژی ) معلمان دوره ابتدایی مهمترین و بزرگترین بازیگران صحنه تعلیم و تربیت هستند . بازیگرانی که کار آنها تربیت انسانهای با فضیلت است و این وظیفه ای است که با هیچ حساب مادی و سنجش مالی قابل مقایسه نیست و هرچه در این رابطه سرمایه گذاری شود . نتایج بهتری به بار خواهد داد. همانطور که می دانیم امروز ، حدود مسئولیت های معلمان دوره ابتدایی افزایش یافته . حتی تربیت اجتماعی و تخصصی کودکان که باید متناسب با مقتضیات و شرایط زندگی جدید باشد ، به آنها محول گردیده است و همچنین لازم است که معلم ، محیط اجتماعی ، روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه خود را به خوبی بشناسد . اگرجایگاه آموزش ابتدایی و معلمان آن و ابعاد مختلف آن شناخته و به گونه صحیح و درست به جامعه معرفی گردد می تواند موجبات رشد جامعه را فراهم آورده واز طرفی زمینه ساز پیشرفتهای آموزشی درابعاد مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و عملی و تکنولوژی باشد . معلمان این مقطع در این زمینه مسئولیتهای سنگین وطاقت فرسایی را بعهده دارند . (افروز-1379) همانگونه که می دانیم دانش آموزان در جامعه ای زندگی می کنند که هر روز برپیچیدگی آن افزوده می شود . آنان برای زندگی کردن ، به دانش و مهارتهای گوناگون نیاز دارند . سبک علم و دانش و مهارت از طریق آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی صورت می گیرد که هر دو نوع آن مستلزم یادگیری است . عوامل متعددی در یادگیری اولیه افراد موثرند از جمله پدر ، مادر و معلمان وهمسالان ویادگیری افراد از راههای گوناگون صورت می گیرد که مهمترین مقاطع آن دوره ابتدایی می باشد . تربیت انسان درصورتی مفید خواهد بود که همراه با آموزش صحیح دراین دوره باشد . و از آنجا که رشد دانش آموزان در این دوره از طریق یادگیری میسرمی گردد و سهم بزرگی از آن به عهده معلمان این مقطع می باشد پس باید بیش از پیش به اهمیت و ارزش این دوره پی ببریم . نقش معلمان دوره ابتدایی در تربیت دانش آموزان : بعد از پدر و مادر ، جاذبترین و با نفوذترین افراد در نزد کودک است . دانش آموزان مخصوصاً دانش آموزان دوره ابتدایی شدیداً تحت تاثیر معلم خود قراردارند و ازرفتارش تقلید می کنند . رابطه معلم با دانش آموز در دوره ابتدایی یک رابطه باطنی و معنوی است . دانش آموز معلم را شخصیتی محترم و مختار می داند که او را در بزرگ شدن ، به استقلال و آزادی رسیدن و به عضویت جامعه درآمدن کمک می نماید . دراین دوره معلم با روح و جان دانش آموز سروکار دارد به همین جهت یک الگوی محبوب و مطاع پذیرفته می شود و محبوبترین فردی که می تواند دراین مرحله حساس به کودک کمک کند معلم است به همین جهت دانش آموزان دراین مقطع معلم را به عنوان یک الگوی دلسوز می پذیرند . دانش آموزان همه رفتار معلمان و مدیر حتی متصدی خدمات مدرسه را زیر نظر می گیرند و از طرز برخورد معلمان با مدیرمدرسه ، معلمان با یکدیگر ، معلمان با مستخدمان مدرسه ، معلمان با دانش آموزان درس می گیرند و از اخلاق و رفتار معلم از طرز اداره کلاس ، از رعایت عدل و انصاف و نمره دادن و از وقت شناسی و رعایت نظم و ... نکته های آموزنده . « بنابراین ، معلم در این مقطع فقط آموزگار نیست بلکه مهمتر از آن ، یک مربی و یک الگوی با نفوذ است که بزرگترین خدمت را نسبت به اجتماع انجام می دهد. (مجموعه آثار مطهری – 1377) جایگاه آموزش ابتدایی در رشد اخلاق دانش آموزان : دوره دبستان بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش کودکان است . حتی در بعضی موارد مدرسه نقش مهمتر و اساسی تری را ایفا می کند ، زیرا مدرسه ، محیطی جمعی است و فرد خود را ملزم به همانندی و هماهنگی با دیگران می داند . مدرسه علاوه بر تکمیل و تقویت آموخته های کودک در خانه به او آموزشهای جدیدی درتمام ابعاد عقلی ، اجتماعی ، عاطفی و اخلاق می دهند. تفاوت های دوره ابتدایی با دیگر دوره ها : اگر بخواهیم قضاوت کنیم باید این نکات را درنظرداشته باشیم . همان گونه که می دانیم آموزگاران دلسوز، پایه گذار و کم توقع دوره ابتدایی در این مقطع بیشترین زحمت را می کشند و سوال آنها از دست اندرکاران و تصمیم گیران آموزش این است که اگر مقاطع دیگر در کلاس تدریس می کنند معلمان دوره ابتدایی هم تدریس می کنند با این تفاوت که تدریس در دوره ابتدایی از حساسیت و زحمت بیشتری برخورداراست . معلمان دوره ابتدایی هر شش روز هفته را باید به کلاس بروند ولی دبیران دوره راهنمایی و دبیرستان چهارروز ، و اگر زرنگ تر هم باشند دو روز . اگر هرگونه فعالیتی به عهده معلمان دوره ابتدایی گذاشته شود باید رایگان انجام بدهند مانند اجرای طرح کرامت و ارزشیابی توصیفی ولی دردوره های دیگر ، خیلی از فعالیتها حق الزحمه جداگانه دارد مثل مزایای نظام جدید که خود نظامش دگرگون شد ولی مزایایش همچنان باقی است . از بیرون آموزش و پرورش هم سخن نمی گوییم که تفاوت ها از لحاظ ساعت و سختی کار، قوانین و مقررات حاکم ، از زمین تا آسمان واز لحاظ تفاوتهای مادی و ... با دوره ابتدایی تفاوت دارد . حال با توجه به شمه ای از تفاوتهای دوره ابتدایی با مقاطع دیگر آیا در نمی یابیم که تا حدودی زحمات معلمان دوره ابتدایی از بعضی جهات نادیده گرفته شده است و این تفاوتها تا چه موقعی ادامه خواهد داشت ؟ امروزه آموزش و پرورش باید به مقطع ابتدایی و معلمان این دوره توجه و شناخت بیشتری داشته باشد و شناخت آنها می تواند صاحب نظران و مسئولان تعلیم و تربیت را یاری کند تا در جستجوی درمان آنها بوده و راه حل های متناسب با مشکلات مربوط به آنها را بیابند . چگونگی توسعه عدالت اجتماعی و مسئولیت پذیری و ایجاد فرهنگ بهره وری از جمله مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرند . چگونگی پرورش نسل جدید یکی از مهمترین اصولی است که پیشرفت یک کشور بدان وابسته است . سرمایه گذاری برای دانش آموزان دوره ابتدایی ، تربیت سالم و علمی آینده سازان یک جامعه را به دنبال خواهد داشت (رشد آموزش ابتدایی 1385) بنابراین مسئولان آموزش و پرورش به منظور محقق شدن شرایط مطلوب برای پرورش نسلی خلاق و فعال موظفند با فراهم کردن برنامه های اصولی برای معلمان این امکان را فراهم سازند . بی تردید نقش معلمان در مدارس سهم انکار ناپذیری در تعلیم و تربیت امروز جامعه و آینده آن دارند . زیرا در این مکان ، علاوه بر تعلیم مطالب درسی ، مهارتهای مورد نیاز زندگی فردی و اجتماعی نیز به دانش آموزان آموخته می شود . در هر جامعه آموزش و پرورش به عنوان زیرساخت هرنوع سازندگی و نوسازی مطرح است و رکن اصلی این سازندگی معلمان مخصوصاً معلمان مقاطع ابتدایی می باشند. نقش معلمان دوره ابتدایی در ارتباط موثر با دانش آموزان : تمامی معلمان این مقطع برای کار مهم و خطیر و ظریف تربیت در مدرسه حضور دارند و شاید دغدغه بسیاری از معلمان دلسوز این باشد که چگونه برای دانش آموزان موثر واقع شوند . یکی از شاخص ها یا معیارهای موفقیت معلمان این دوره در تربیت این است که تا چه اندازه با دانش آموزان روابط صحیح برقرار کنند. پیامبر اکرم (ص) می فرماید : bلقد کان لکم فی رسول ا... اسوة حسنهa :[1] همانا رسول خدا برای شما سرمشق نیکویی است . معلم در مدرسه یکی از عناصر مهم الگوسازی است و باید الگوی مناسبی برای دانش آموز باشد (الهی قمشه ای ) معلمان دوره ابتدایی علاوه بر دو موضوع « انتقال دانش » و « پرورش ذهن » متعهد ایفای وظیفه سومی نیز هستند و آن پرورش صفات و روحیات ارزشمند از جمله شخصیت دادن به کودکان این دوره است. (محیط – 1381) ضرورت اهمیت و توجه به تکریم و نگهداری شخصیت معلمان دوره ابتدایی : امروزه تعلیم و تربیت دانش آموزان از دشوارترین ، ظریف ترین و پر ثمرترین امورانسانی است و امری پر ارج و وقت گیربه حساب می آید که ثمره نهایی آن طی پنج سال به بارمی نشیند . همچنین نقش معلمان دوره ابتدایی دراین امر حساس و مهم بسیار موثرو سازنده است . عصر ما را می توان عصر تحقیقات و فن آوری ، آمار، انفجاردانش و عصر ارتباطات دانست . معلمان این دوره همچون نقاشان زبردست و پیکرتراشان هنرمندی هستند که از تن و جان نو باوگان پیکری دلپسند و تصویری دلپذیر ابداع می کنند . زبان معلمان این دوره به گونه ای است که مغزهای نرم کودکان و دلهای ساده نوباوگان را می شکافد و نهال اندیشه های سودمند را در آن می نشاند تا پس از رشد و نموّ لازم ، هر نهالی درختی بارور و هر شاخه ای شاخساری پر ثمر شود و جامعه را از میوه های شیرین وگوارای رفتار وکردار و افکارنیک شادکام و بهره مند سازیم . (مشبکی 1384) با توجه به رسالت و نقش معلمان این مقطع در رشد ابعاد وجودی کودکان و نوجوانان و جوانان و تربیت نیروی انسانی هر جامعه ، باید بگوییم که معلمان این دوره نقطه آغاز هر تحول آموزشی هستند و ایجاد عالمی نو جز با تربیت آدمی نو از طریق معلمان خلاق ممکن نخواهد بود. آموزش و پرورش کلید فتح آینده است و معلمان فاتحان عرصه علم و تمدن . به علت ارزش و اعتبار معلمان دوره ابتدایی ، سرمایه گذاری درجهت تربیت و تامین این رکن مهم و اولیه تعلیم و تربیت ، بهترین و سودمندترین نوع سرمایه گذاری است . معلمان دوره ابتدایی در دیدگاه بعضی از علمای تعلیم و تربیت مسلمان : ابن سینا معتقد است : « زمانی که کودک شش ساله شد ، پدرش باید او را به مکتب فرستد وآموزگار باید با دین و درستکار و پاکیزه باشد و به روش تعلیم و تربیت اطفال و تهذیب اخلاق آنها آشنا باشد . نکوئی به نقل از ابن سینا – 1383 ) غزالی می گوید: « شاگرد باید معلم خود را عزیزتر از پدر بداند ، زیرا پدر سبب زندگانی فانی است و استاد و معلم سبب زندگانی باقی . (نکوئی به نقل از ابن سینا 1383 ) خواجه نصیرالدین طوسی معتقد است : معلم باید عاقل و دیندار و شیرین سخن و واقف به تربیت اطفال و با وقار و هیبت و با مروّت باشد. کودک باید حرمت معلم و مربی و استاد را نگاه دارد و در اوقات احتیاج از بدن و معاونت ایشان دریغ نکند . زمانی که کودکان و نوباوگان ، از خانه ها وارد نظام رسمی تعلیم و تربیت کشور، یعنی « مقطع دبستان » می شوند ، از جهات گوناگون ، از جمله تقویت و توسعه مهارتهای شناختی ، پرورش خلاقیت های ذهنی و ... مورد توجه فوق العاده معلمان این مقطع قرار می گیرند . به بیان دیگراصلی ترین سنگر انقلاب اسلامی و شاهراه و گذرگاه اصلی پاسداری و استمرار ارزشهای حاکم بر جامعه اسلامی و قوی ترین حلقه اتصال خانواده ها با کارگزاران جامعه ، پرجمعیت ترین مقطع آموزش یعنی دبستان است . اما این فقط و فقط معلمان دوره ابتدایی هستند که می توانند به این امر مهم جامه عمل بپوشانند و نقش اصلی و حیاتی دبستانها را احیا کرده ، آغازگر تحول راستین نظام آموزشی کشور باشند. و آنان هستند که می توانند با قابلیت هایی که دارند کاستی های زندگی پیش دبستانی کودکان دبستانی را جبران کنند و زمینه تعلیم و تربیت مطلوب و پرورش شخصیت متعالی آنان را فراهم کنند و آنان هستند که می توانند با بهره گیری از حلقه های پویای ارتباط میان خانه و مدرسه ، یعنی نوآموزان دبستانی ، با والدین ایشان به رایزنی و شور نشسته ، آنان را با برنامه ها و ارزشهای حاکم بر فضای معنوی مدرسه و وحدت نظر و عمل در تربیت مطلوب فرزندان آماده سازند و می توانند با افتخار حضور در دبستان و برقراری ارتباط با کودکان ، با تعلیم و تربیت پایدار و تاثیر گذاری در ساختار شخصیت آنان ، آینده پر برکت کشور و شکوفایی انقلاب اسلامی را تضمین نمایند . پیشنهادات : 1- اگر از طریق آموزش و پرورش می خواهیم بستر مناسب را از همان دوران ابتدایی جهت رسیدن به پیشرفتهای آموزشی در مراحل مختلف فراهم کنیم ، باید ابتدا به نقش و شأن و جایگاه معلمان دوره ابتدایی توجه خاص نموده تا آنها موقعیت اصیل خود را باز یابند و این پیام آوران عشق و صلح و دوستی بتوانند رسالت خود را در این راه به طور کامل ایفا کنند. 2- حذف واژه آموزگار در مقطع دبستان از مجموعه اصطلاحات عناوین شغلی سازمان امور اداری و استخدامی کشور و جایگزینی عنوان مدرسان دوره ابتدایی یا به جای استاد معلم یا آموزگار ابتدایی 3- انجام اقدامات جامع و فراگیر برای اعتلای هرچه بیشتر شأن و منزلت معنوی و اجتماعی معلمان دوره ابتدایی در سطح کشور، زیرا در هرجامعه ای که معلمان دوره ابتدایی آن از منزلت اجتماعی و معنوی برخوردار باشند ، بیشترین رضایتمندی شغلی ، اعتماد به نفس ، احساس ارزشمندی و ... را از خود نشان می دهند. 4- بسیار شایسته است که مطبوعات کشور بخصوص روزنامه های کثیرالانتشار با بهره گیری از صاحب نظران اهل قلم ، روانشناسان و نویسندگان اندیشمند به شیوه های مستقیم و غیر مستقیم اما مستمر در جهت اعتلای مقام و منزلت معلمان دوره ابتدایی کشور و زحمات و خدمات شایسته معلمان این مقطع از هیچ کوششی دریغ نکنند . 5- با توجه به این که امسال (86-1385) نام آموزش ابتدایی نامگذاری شده حتی الامکان برای مدارس مقاطع ابتدایی یک هزینه ای جدا از دیگر مقاطع داده شود . فقط اسم سال – آموزش ابتدایی را به ما نسبت داده اند ولی کاری برای آموزش ابتدایی انجام نشده است . 6- وجود تفاوت برخورداری از ضوابط و امتیازات آموزش و پرورش بین معلمان دوره ابتدایی با دوره های مختلف تحصیلی باعث ضعف انگیزه و روحیه در اکثر معلمان این مقطع شده است پس باید به گونه ای از طرف وزارت آموزش و پرورش برنامه ریزی گردد که این ضعفها برطرف گردد. 7- تجدید نظر در وضع مقررات و سیاستهای اجرایی آموزش و پرورش در مورد پایین آوردن آمار دانش آموزان جهت تعلق گرفتن معاون یا متصدی امور دفتری یا متصدی خدمات به مدارس ابتدایی 8- ارائه بیمه جامع و رایگان خدمات درمانی برای کلیه معلمان ، به منظور بهره مندی از کلیه خدمات پزشکی و پیرا پزشکی در تمام بیمارستانها و مراکز درمانی و مطب های خصوصی . 9- در نظر گرفتن امتیاز و سهمیه ویژه برای تحصیلات تکمیلی معلمان دوره ابتدایی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی . 10- تجهیز مدارس ابتدایی به آزمایشگاه و تأمین نیازهای علمی و فرهنگی آن امری مهم است . 11- بالابردن حق الزحمه مدیریت و معاونت مدارس ابتدایی 12- اضافه نمودن حق الزحمه مدیرآموزگاران نتیجه گیری : در یک جمع بندی و نتیجه گیری کلی می توان گفت که مقطع ابتدایی و معلمان دوره ابتدایی یکی از موثرترین بخشهای جامعه هستند که می توانند با تربیت صحیح فراگیران و فراهم نمودن زمینه های مشارکت و ایجاد احساس مسئولیت در بین فراگیران ، خود نیز به عنوان الگو و نمادی مثبت در سطح جامعه مطرح گردند . (انصاری – 82) معلمان دوره ابتدایی برگزیده ای از فرزانگان جامعه هستند که با درک عمیق از مسئولیتها و رسالتها ، خود را به زیور علم و اخلاق آراسته ، با بهره مندی از بالاترین دانش تخصصی و اشراف بر اصول و مبانی روان شناختی و تعلیم و تربیت ومسلح شدن به موثرترین روشهای انتقال پیام به دور از دغدغه های اقتصادی ، با آرامش و احساس با شکوه خود ارزشمندی و با یک دنیا تعهد پیامبرانه ، جامه مقدس «معلم» بر تن کرده ، پربرکت ترین مکان یعنی «دبستان» و پر شورترین کودکان یعنی «دانش آموزان» دبستانی را برای ایفای تعهد و رسالت بزرگ خود انتخاب کرده است . در هر حال آنچه مسلم است این که عزت و سربلندی و آقایی و استقلال و آزادگی جامعه اسلامی و دست یابی به برترین کفایتهای علمی و فنی و فتح قله های رفیع علوم و فنون و ... درگرو حضور فعال برگزیدگان دانش و معرفت ، صاحبان بالاترین درجات علمی و تعهدات مکتبی در دبستانها و مفتخر بودن ایشان به معلمی و باغبانی شکوفه ها و نونهالان بوستان ایران اسلامی است . خداوندا به مدیران و کارگزاران جامعه اسلامی ما بیش از پیش اندیشه «معلم» پروری عنایت فرما . پروردگارا ، به مردم خوب و حق شناسی ما همواره توفیق تکریم شخصیت و قدردانی شایسته ازمعلمان جامعه ، مخصوصاً معلمان دوره ابتدایی این الگوهای برتر را مرحمت فرما . آفریدگارا به دانش آموزان ما نعمت شکر و سپاس وجود معلمان محبوب را در همه حال ارزانی فرما . خدایا به معلمان ما توفیق روز افزون اتصاف به صفات مصلحان و رشد یافتگان ، وارستگی و آزاد اندیشی ، احراز هر چه بیشتر شایستگی های معلمی ، صبوری و تلاش و همت بلند برای تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی و تربیت نسلی صالح ، سالم و هوشمند و خلاق عطا فرما. آمین یا رب العالمین ای معلم خفتگان جهل بیمار تو اند تو مسیحائی علاج این همه بیمار کن سخن پایانی اینک باید نیک بیندیشیم که راه سعادت و تعالی کشور عبور از کوچه پس کوچه های کلاس درس و مدرسه و نگاه عزت مدارانه و ژرف اندیشانه به کلیه معلمان مخصوصاً معلمان مقطع ابتدایی این مهمترین زیرساخت شخصیت ، معنویت وانسانیت می باشد . اگر اعتقاد داریم که آموزش و پرورش یک نهاد جامعه ساز و انسان ساز و توسعه آفرین است و معلمان این عرصه نیز پایه گذار پیشرفت جامع و انسانی اند لازم است از یک سو با عزم ملی و همه جانبه دولت و مردم در ارتقاء و تعالی این دستگاه عظیم انسان ساز تلاش شود و از سوی دیگر با اصلاح نگرش نسبت به مقاطع ابتدایی جایگاه آموزش ابتدایی در آموزش و پرورش به خوبی شناخته شود . و نسبت به رسالت همه بعدی آموزش و پرورش و بهبود روشهای اجرایی و تلاش عاشقانه و دلسوزانه رسولان تعلیم و تربیت کاروان تعلیم و تربیت به ساحل دانایی معنویت و انسانیت رهنمون گردد.
[1] - اشاره به الگو بودن پیامبر دارد . (قرآن مجید – الهی قمشه ای )
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 8:42  توسط ز.ر
|
تعریف ارزشیابی توصیفی : ارزشیابی توصیفی الگویی کیفی است که تلاش می کند به عمق وکیفیت یادگیری همه جانبه دانش آموزان توجه کند وتوصیفی ازوضعیت یادگیری آنها ارائه دهد که موجب اصلاح وبهبود وتوسعه مهارتها، دانش ها ونگرشهای دانش آموزان می شود . اهداف : · فراهم نمودن زمینه مناسب برای حذف فرهنگ بیست گرایی · بهبود کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری · تاکید براهداف آموزش و پرورش ازطریق توجه به فرایند یادگیری به جای تاکید برمحتوا · فراهم نمودن زمینه مناسب برای حذف حاکمیت مطلق امتحانات پایانی درتعیین سرنوشت تحصیلی · افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی - یادگیری ضرورتها : · ناکارآمدی مقیاسهای کمی برای ارزیابی تغییرات کیفی درشخصیت دانش آموزان · توجه به کلیه ابعاد شخصیت دانش آموزان · جلوگیری ازتلقی امتحان به عنوان کل فرایند ارزشیابی · جلوگیری ازهدف شدن امتحان · وجود پدیده کودک آزاری دراثرتوجه بیش ازحد به نمره · عدم اعتبارامتحان درسنجش اهداف عالی آموزش و پرورش ویژگیها : · توجه به ویژگیهای اجتماعی – عاطفی سطوح مختلف یادگیری · کاهش اضطراب ورقابت دربین دانش آموزان · توجه به اهداف تعلیم وتربیت وبرنامه های درسی دانش آموزان · توجه به ارزشیابی مستمروفرایندی · افزایش علاقه به یادگیری در دانش آموزان و یاددهی دربین معلمان · تغییردرنحوه قضاوت درباره عملکرد دانش آموزان وارتقاء تحصیلی دانش آموزان · کاهش وابستگی دانش آموز به معلم · توجه به یادگیری عمیق (بنی اسدی ، حسین ، آشنایی با طرح ارزشیابی ، ص 7 وص9 ) مبانی نظری ارزشیابی توصیفی چیست ؟ مبانی فلسفی : اولین گروه مبانی فلسفی است . برخلاف نظربرخی ازافراد که مباحث فلسفی را بی فایده می دانند ، توجه به بنیادهای فلسفی نظریه ها ، شرط لازم درک عمیق آنهاست . اختیاروقدرت انتخاب: انسان موجودی آزاد ومختارآفریده شده است . این آزادی واختیار، مقوّم واساس شخصیت هرانسانی است وبه دلیل این آزادی واختیارمسئولیت وتکلیف نیزدارد وبراساس این ویژگی انسان می تواند دارای شخصیت اخلاقی شود . اخلاقی شدن درواقع عالیترین سطح تربیت است . واهمیت این اختیاربه حدّی است که می تواند استعدادهای عالی خود را به فعالیت برساند . دراین دیدگاه ، ارزشیابی ، فرایندی بیرونی وتحمیلی نیست که آثاری چون ترس ، اضطراب ، پیروی بی چون وچرا ورفتارهای غیراخلاقی را به همراه داشته باشد . بلکه فرایندی است که باید ازبیرون به درون منتقل شود ودرواقع توسط خود فرد انجام گیرد . آزادی فکرواندیشه یکی ازعوامل بروز خلاقیتها وابتکارهاست . مبانی روانشناختی : برای ورود به بحث ازمبانی نظری رویکرد سنتی ارزشیابی شروع می کنیم و سپس به مبانی نظری رویکرد جدید می پردازد . نظریه وراثتی هوش: بینه که اولین آزمون هوش را درسالهای آغازین قرن بیستم درفرانسه طراحی نمود ، اعتقاد داشت که این ویژگی ، کیفیت ثابت وذاتی نیست وکیفیتی آموزش پذیراست . اومعتقد بود که افراد با آموزشهای مناسب می توانند باهوش ترعمل کنند به هرحال براساس نظریه وراثتی هوش والگوی اندازه گیری آن این بود که هوش وحتی سایراستعدادها امری ثابت ولایتغیراست . یعنی ذاتی وفطری افراد است وتلاش براین بود که میزان این ویژگی درانسانها ازطریق آزمونهای هوش واستعداد اندازه گیری شود . نظریه یادگیری رفتارگرایی وتداعی گرایی : تحت تاثیراین مبانی برنامه درسی به صورت گام به گام تهیه شده بود واهداف یادگیری آن دارای توالی منظمی بود که اهداف یادگیری باید به صورت رفتاری بیان شده وبه صورت عینی قابل اندازه گیری باشد . که دراین طرح معلمان باید همان چیزی را که آموزش داده اند بدون هیچ کم وکاستی از دانش آموزان بخواهند یعنی باید کودک با همان شکلی که فرا گرفته بود پاسخ دهد. که دراین سطح امکان داشت که یک یادگیری سطحی وطوطی وار رخ دهد . تحت تاثیراین نظریه آزمونهای پیشرفت تحصیلی با انواع سوالات ویژه مانند جورکردنی ، کامل کردنی ، چند گزینه ای گسترش یافته وامتحانات کلامی وامتحانات درمقیاس وسیع (سراسری ونهایی ) با این الگوها واندیشه ها به وجود آمد . الگوهای جدید ارزشیابی : برخی الگوی جدید را الگوی سازندگی نام نهاده اند . تفکرات جدید درخصوص یادگیری عمدتاً تحت تاثیر افکارجان دیویی وروانشناسان گشتالتی ، پیاژه برونرشکل گرفته است . این که یادگیری امری خطی نیست بلکه جریانی پیچیده است که ازراههای گوناگون درتمامی محیط ها وموقعیتها رخ می دهد. به گفته جان دیویی یادگیری ازورای تجربه فرد صورت می گیرد نه ازوراء تجربه ودانش دیگران . دانش انسان ، حاصل تعامل وی با جهان طبیعی ومحیط اجتماعی وفرهنگی است . به طورکلی اصول اساسی نظریه یادگیری سازندگی به شرح زیراست : 1. توانایی عقلانی به صورت اجتماعی وفرهنگی رشد می یابد ، یعنی زمینه اجتماعی وفرهنگی دارد. پس محیط اجتماعی نقش مهمی دررشد شناختی دارد به همین سبب الگوهای تدریس مشارکتی دربین معلمان امروزه طرفداران زیادی پیدا کرده است . درنظریه های جدید ، یادگیری بربسترفرهنگ ، رشد می کند . لذا می توان گفت که یادگیرندگان دانش وفهم خود را دریک بافت وبستراجتماعی ایجاد می نمایند ، پس هرچه این تعاملات محیطی غنی ترو قوی ترباشد رشد شناختی دانش آموز بیشترخواهد بود . براین اساس فعالیتها وتکالیف پرچالش وحمایتهای آموزشی ازتلاشهای یادگیری دانش آموز ، زمینه توسعه پیشرفت او را فراهم می آورد . 2. یادگیریهای جدید ازطریق دانشهای قبلی ودیدگاههای فرهنگی فرد ، شکل می گیرد . منظورازدانشهای قبلی دراین جا این است که دانش آموزی می تواند دریک حوزه دانش رشد وپیشرفت نماید که دانش پایه را به منظوردریافت یادگیریهای جدید داشته باشد . باداشتن چنین ذخیره ای ازمعرفت درهرحوزه قادرخواهد بود بیندیشد وحل مسأله نمایند . این دانش پایه شامل : حقایق ، اصطلاحات ، اصول ، ارتباطات بنیادی ، مدلها ، قوانین ورویکردهای حل مسأله است . این دانش ها ، دانشهای قبلی را معنا دارکرده ، موجب غنای آن ها می شود ودرعین حال عامل گسترش درک وفهم فرد درآینده است . درحقیقت آموخته های جدید واسطه بین دستگاه مفهومی وشناخت قبلی کودک ، با تولیدهای جدید است . 3. فراشناخت وخود بازنگری برفرایند یادگیری ازمولفه های تفکر هوشمندانه است . یادگیرنده ماهروتوانا قادراست فرایند یادگیری خود را ازطریق فرایند خود بازنگری وتقویت تحریک نماید . چشم اندازقرن بیست ویکم آشکارا به ما می گوید که دانش آموزان نه تنها باید مهارتها ودانش را کسب کنند بلکه باید تفکرانتقادی ، توانایی جمع آوری اطلاعات ، نقد وبررسی ، تجزیه وتحلیل ، استنباط ونتیجه گیری ازآن ها وقدرت حل مسأله را نیزکسب کنند. دنیای پیچیده پیش روی ما ایجاب می نماید که کودکان مهارتهای عالی شناختی وحتی فراشناختی را کسب نمایند تا به یادگیرندگان فعال تبدیل شوند . مفهوم فراشناخت برای اولین بارتوسط فلاول (1979) مطرح شد . ازدیدگاه وی فراشناخت با شناخت ، متفاوت است . شناخت برکلیه فرایندهای عالی ذهن ، ازتبدیل تفکرواستدلال وفرایندهای پردازش اطلاعات اطلاق می شود درحالی که فراشناخت به دانش فرد درباره کلیه فرایندهای شناختی یاد شده ونیزنحوه به کارگیری آنها درجهت اهداف . دیدگاههای بین المللی درباره تعلیم وتربیت : درعصرحاضربه ویژه با طرح وظهورپدیده جهانی شدن وبه سبب چالشهایی که این رویداد برای نظام آموزشی ایجاد کرده است . انتظارات جوامع ازنظامهای آموزشی ایجاد کرده است . انتظارات جوامع ازنظامهای آموزشی دگرگون شد واین دگرگونی درمحافل ، مجامع علمی وجهانی ، مانند یونسکو ودفتربین المللی تعلیم وتربیت به نحو بارزی به چشم می خورد . گویی احساس می شد که ضرورت دارد الگوهای رایج وسنتی درنظامهای آموزشی تغییریابد و الگوهای جدیدی جایگزین آن شود . یکی ازعناصرمهم نظامهای آموزشی تغییردرالگوهای برنامه ریزی درسی است . ضرورت این تغییردربرنامه ریزی درس درکنفرانس 2001 میلادی مورد تاکید قرارگرفت . کمیسیون بین المللی آموزش و پرورش برای قرن بیست ویکم (یونسکو) اعتقاد دارد که کسب کیفیات ضروری به عنوان شهروند ویادگیری برای زندگی وزیستن صلح آمیزبا دیگرانسانها، همکاری دوستانه به عنوان جنبه های حیاتی تعلیم وتربیت مورد توجه قرارگرفته است . به طورکلی تغییرالگوی برنامه درسی دردومحوراساسی مورد توجه قرارگرفت : 1- آموزش محوری به یادگیری محوری 2- موضوع محوری به قابلیت محوری درمحوردوم به جای توجه به موضوعات مجرای برنامه درسی به قابلیتها توجه می شود یعنی برنامه ای که دانش را با رشد شخصی کیفیات ومهارتهای اجتماعی ترکیب می کند وکمتربه انتقال وکسب اطلاعات ودانش موضوعات درسی اهمیت می دهد . بررسی های بین المللی نشان می دهد که کشورهای زیادی درجهت تغییرالگوی برنامه درسی قدم برداشته اند . برخی کشورهای آسیایی مانند بنگلادش ، سری لانکا ، هند وفیلیپین برای پاسخگویی به نیازهای عصرحاضربرنامه قابلیت محور را آغازکرده اند . دراجلاس جهانی آموزش و پرورش درداکارپایتخت سنگال که درسال 2000 میلادی برپاشد چهارچوبی عملی برای برنامه «آموزش برای همه » تصویب شد که کشورهای جهان به اجرای آن با هم توافق کردند . آنچه دراین سند به چشم می خورد بینشی توسعه یافته ازآموزش است . این تعریف توسعه یافته ومنبسط شده ازنظام آموزشی این عناصررا دربرمی گیرد . 1- تمرکزبریادگیری 2- وسعت بخشیدن به وسایل ودامنه آموزش پایه که مفهوم مهارتهای زندگی درراستای این مقوله قراردارد . 3- تقویت محیط برای یادگیری 4- تقویت مشارکت ها درچهارچوب عمل منطقه ای آسیا واقیانوسیه که براساس چهارچوب داکارتنظیم شده است درتوصیه ای موافق با مضامین بالا آمده است . راهبردهای ارزیابی درتمام سطوح باید بیانگرچنین تاکیدات متغیر( توجه به مهارتهای یادگیری مستمر-حل مسأله – نیازهای مختلف فراگیران درسطوح مختلف شناختی – اجتماعی – عاطفی ) خاصه توجه به فرایند یادگیری باشند وبه طورشایسته ای راهبردهای ارزیابی پاسخگو، مداوم مستمروگوناگون را شامل شوند . براین اساس نیزرویکرد فرایند گرایی ، توجه به ابعاد مختلف شخصیت دانش آموز ، ارزیابی مستمروبه کارگیری شیوه های متنوع را مورد تاکید قرارداده است . دروزارت آموزش و پرورش کشورمان سند ملی برنامه « آموزش برای همه » تهیه و تدوین شده است که دربخشهایی ازآن بر تغییر رویکرد ارزشیابی ازنتیجه مداری به فرایند محوری درراستای بهبود کیفیت آموزش و پرورش تاکید شده است . خلاصه این که ارزشیابی توصیفی با پذیرش تغییردررویکرد یادگیری توجه به رویکرد فرایند محور ابزارهای کیفی ومحورقراردادن بازخوردهای توصیفی درجهت عملی نمودن این توصیه ها قدم برداشته است . ( حسنی – محمد – ارزشیابی توصیفی 1382 ) چرا رویگردانی ازرویکرد ارزشیابی سنتی ؟ تجربه هشتاد ساله نظام ارزشیابی ضعفهای آن را آشکارکرده که این ضعفها به شرح ذیل می باشد : 1- مغالطه جزء وکل : درادبیات رایج تربیتی ودربین مردم تصورشده است که ارزشیابی یعنی امتحان درحالی که این تصورغایی وغلط است ومغالطه ای است که درآن کل (ارزشیابی ) برابرجزء ( ابزاریعنی امتحان ) گرفته شده است . درصورتی که امتحان همان ارزشیابی نیست وارزشیابی درفرایند یاددهی ویادگیری بخش مهم واساسی است وبسیارمفصل تروگسترده ترتلقی می شود . (برهانمنش ، 1351 ) درنظام آموزشی ، برای اندازه گیری وقضاوت درباره فرایند پیشرفت فرد ونتایج آن ازابزارها ووسایل متنوع استفاده می شود یکی ازاین وسایل امتحان کتبی ( مداد – کاغذی ) است که متاسفانه درنظام آموزشی ما به صورت جدی نهادینه شده وبستری را فراهم کرده تا امتحان محوری ترین نقش را درزندگی تحصیلی دانش آموزان داشته باشد . این مغالطه باعث شده تا شیوه ها وابزارهای دیگرکه ارزش تربیتی دارد نادیده گرفته شود .
2- مغالطه هدف با وسیله : سایه سنگین امتحان برتمامی فعالیتهای تربیتی کلاس ومدرسه افکنده شده است . درنتیجه موفقیت درامتحان ، هدف اصلی واساسی فرایند یاددهی ویادگیری درکلاس درس شده است . یعنی امتحان ارباب تمام تعلیم وتربیت است ! درصورتی که باید خدمتگذارآن باشد (خلخالی ، 1381 ) درواقع امتحان هدف تمامی فعالیتهای آموزشی است . امتحانات موجود به جای آن که درحکم وسیله ای برای بهبود جریان یادگیری وسنجش عملکرد فرد تلقی شوند تبدیل به هدف عالی ونهایی فرایند یاددهی یادگیری شده اند واین مغالطه است . 3- عوارض امتحان محوری : امتحان هرچه حساس تروسرنوشت سازترباشد حساسیت کودکان را برمی انگیزد وگرچه اهرم محرکی برای مطالعه ودرس خواندن است (حسین زاده ، 1380) (hargreares , 2001 ) اما دربسیاری ازموارد آثارنامطلوبی را برشخصیت دانش آموزان برجا می نهد . تکرارامتحان وکاربردهای نابه جای آن این تاثیرها را افزایش می دهد . حساسیت نسبت به امتحانات سرنوشت سازطبق قاعده تعمیم ، به امتحانات معمول وعادی کلاس هم گسترش داده می شود ودرغایت وضعیت به گونه ای می شود که امتحان معمولی هم درمدرسه برای فرد مشکل می نماید . ایجاد اضطراب امتحان : یکی ازنتایج ملموس وآشکارامتحانات حساس ومهم ، اضطراب است که اکثر دانش آموزان به شکلی آن را تجربه کرده اند . اضطراب امتحان پدیده شایعی دربین دانش آموزان است . بین اضطراب وکارکرد ، ارتباط منحنی خطی وجود دارد ، یعنی اضطراب تا نقطه معینی ، فرد را تحریک می کند ودرنتیجه به بهبود کارکردی می انجامد ؛ اما اگرمیزان اضطراب افزایش یابد ، فراترازآن نقطه ، کارکرد آسیب می بیند . ( بال ، ترجمه مسدد ، 111 : 1373 ) ترس ازامتحان می تواند منجربه فرارازمدرسه شود . برخی آمارها نشان می دهد 90% ازافراد فراری ازمدرسه به دلیل ترس ازامتحان ازمدرسه فرارکرده اند (روزنامه جوان 8/11/81 ) ایجاد رقابت نامطلوب : ارزشیابی های هنجارمداروملاک مدار، فرد را با هنجارها ومتوسط جامعه وکلاس مقایسه می کند بنابراین نتایج این ارزشیابی ها می تواند رقابت برانگیزباشد وهرچه مقیاسهای به کاررفته دقیق ترباشد رقابت بین بچه ها شدید می شود وآنها را وارد مسابقه اضطراب آورمی نماید . درصورتی که ارزشیابی فرد مدارباشد وفرد را با خودش وروند پیشرفتش درگذشته مقایسه کند ، این حساسیت ورقابت را به همراه نخواهد داشت . نظام ارزشیابی سنتی رایج درمدارس چنین استعدادی را دارد که رقابت جویی را دربین دانش آموزان تحریک نماید . امتحان ابزارتهدید وارعاب دانش آموزان : یکی ازعوارض نامطلوب امتحان ، تبدیل شدن آن به ابزارتهدید وارعاب دانش آموز است . امتحان وارزشیابی مانند غول وحشتناکی درسراسرنظام آموزشی ، سایه افکنده است . معلم همواره ازامتحان وارزشیابی به عنوان یک ابزارقدرت استفاده می کند وبه صورت افراطی انگیزه یادگیری را افزایش می دهد که کودک فقط مطالب را به صورت طوطی وار حفظ می کند وازانگیزه های درونی برای کسب علم استفاده نمی کند . این کاربرد ازامتحان تا چه اندازه درراستای تحقق اهداف تربیتی گام برمی دارد ؟ سوالی است که پاسخ آن اگرواقع بینانه باشد ، بسیارنگران کننده خواهد بود .
تقلّب: یکی ازعوارض امتحانهای حساس وسرنوشت سازپدیده غیراخلاقی تقلٌب است. درنظامی که نمره وامتحان حرف اول را برای ارتقا پایه می زند تلاش برای کسب نمره ازمرزهای هنجاری فراتررفته وبه شکل غیراخلاقی تقلّب ظاهرمی شود وچون آدمی طبیعتاً ازشکست بیزاراست که روانشناسان ازآن به عنوان « انگیزه پرهیزازشکست » نام می برند . لذا پدیده تقلب شایع ورایج می شود. امتحان وخلاقیت : یکی از راههای کاهش ذوق خلاقیت کودکان ، توجه بیش ازحد به ارزشیابی است . دلالت پنهان وضمنی امتحان وشیوه سوالات رایج که درآن سوالی پرسیده می شود وازدانش آموز انتظارپاسخی خاص می رود ، این است که قوّه خلاقیت وتفکرونوآوری را درکودک سرکوب می نماید . وقتی به کودک القاء می شود که هرسوال یک پاسخ مشخص دارد جایی برای تفکروخلاقیت باقی نخواهد ماند . ازآنجا که سوالات مربوط درامتحانات رایج کشورما – چندگزینه ای – پاسخ تشریحی اکثراً کوتاه پاسخ – دارای کلید پاسخ وقالب ازپیش تعیین شده است خلاقیت درفضای آن رشد نخواهد کرد . ایجاد نگرش منفی نسبت به درس ومدرسه : امتحان تراکمی پایانی با خلق شرایط نامطلوب روانی دردرازمدت به نگرشهای منفی منجرمی شود . کودکان به مرور زمان ، نگرش منفی نسبت به مدرسه وعلم را به دست می آورند مخصوصاً امتناع ازمدرسه درسه سال آخردبستان بیشترمی شود . ( خسروی زند – 1374 ) زیرا تعداد امتحانات دراین سه سال بیشترمی شود .
حذف امتحانات نهایی (پایانی ) که بسیارسرنوشت سازبوده ازپایه پنجم ابتدایی ، گامی درجهت حذف عوامل فشارزا ازفضای آموزشگاه وراهی برای جلوگیری ازایجاد نگرش های منفی نسبت به مدرسه ودرس است . اعتبارامتحان : امتحان میزان تحقق اهداف را می سنجد ولی ازآن جایی که اکثرقریب به اتفاق سوالات امتحانی ازنوع معلم ساخته است دراین که این سوالات اعتباروروایی کافی داشته باشد شک وجود دارد . اکثرسوالات امتحانی به سطوح پایین حیطه شناختی متوجه است (حسین زاده – 1379) یعنی عمدتاً حافظه وفهم را می سنجد وبه مهارتهای عالی شناختی چون کاربرد تجزیه وتحلیل ، ترکیب ، ارزشیابی کمترعنایت وتوجهی می نماید . لذا می توان نتیجه گرفت که امتحان برخلاف این ابهت واقتدار، قادرنیست به سطوحی بپردازد که اهداف عالی تعلیم وتربیت به آن مربوط می شود . ( فراهانی – 1382 ) ، ( لطف آبادی ،1382 ) و( شمشیری 1382 ) این گونه امتحان شاید با نظام های سنتی آموزشی تناسبی داشته باشد اما درنظامهای آموزشی قرن بیست ویکم که تلقی دیگری ازیادگیری وانسان آموزش دیده دارد امتحان ابزاری ناکارآمد خواهد بود . فشار نهادی برای کسب نمره : درنظام ارزشیابی موجود که مقیاس فاصله ای (0-20 ) بسیاررایج است . پدیده ای شکل گرفته است که می توان فشارنهادی برای کسب نمره نامید (inou,2005 ) پیشرفت ، خلاصه وکاسته شده است درنمره ونمره ، نماد پیشرفت است . کودکان ما چنان دغدغه نمره دارند که نمی توانند تجربیات سودمندی درکلاس ومدرسه داشته باشند . که البته تحت فشارنمره ازسوی جامعه وخانواده ومدرسه هستند . وبه همین سان معلمان ومدرسه تحت فشارهمین نمره ناتوان ازفراهم نمودن فرصتهای تربیتی ارزشمندی هستند که کودکان می توانند درمدرسه داشته باشند . والدین نیزرشد وبالندگی کودکانشان را درنمره می بینند ودیگرتجربیات سودمند را نادیده می گیرند واین نادیده گرفتن ، آسیبهای ناگواری برای نظام آموزشی دارد . نتیجه مداری : این ویژگی نظام ارزشیابی سنتی برخاسته ازمکتب رفتارگرایی است . دراین نظام ارزشیابی معلم بعد ازتدریس شروع می شود ودرپی مشاهده نتایج یادگیری است . به عبارت دیگرمیزان تحقق اهداف را مشخص می نماید که به صورت عینی قابل مشاهده واندازه گیری می باشند . به همین سبب درنظام ارزشیابی سنتی امتحانات پایانی اعتبارواقتداربسیاری می یابند وبا آن ها سرنوشت دانش آموزان (ارتقاء وعدم ارتقاء ) تعیین می شود . دراین روش دانش آموزان درجریان یادگیری منفعل بوده ومعلم محورواساس جریان یادگیری است ودرجریان تدریس توجه به ارزشیابی مستمروبازخورد به دانش آموزان وجود ندارد وهمچنین توجه افراطی به عینیت اهداف واصراروپافشاری برملاحظه ومشاهده عینی نتایج باعث می شود به اهداف برجسته وعالی کمترمورد توجه قرارگیرد یا اجازه ظهور و بروز نمی یابند . بنابراین این شیوه ارزشیابی موجب تشویق یادگیری طوطی وارمی شود . ارزشیابی توصیفی چه ویژگیهایی دارد ؟ ارزشیابی توصیفی نام الگوی بدیعی است درمقابل الگوی سنتی وتحت تاثیردیدگاههای جدید تربیتی کشور برای مواجهه با چالشهای نظام ، طرح وبحث شد چرا این الگو ، توصیفی نام گرفت وآیا ویژگیهایش ، راهکارمقابله با چالشهای نظام ، طرح وبحث شد . چرا این الگو ، توصیفی نام گرفت وآیا ویژگیهایش ، راهکارمقابله با چالشها وضعفهای نظام ارزشیابی سنتی است یا نه ؟ به سراغ ویژگیهای آن که به شرح ذیل است می رویم تا پاسخ را دریابیم . 1- پویایی: ویژگی پویایی درارزشیابی توصیفی نه به معنی « مکرر» بلکه به معنی رشد دهنده است . متاسفانه درکشورما به جای ارزشیابی مستمرازپرسشهای مستمراستفاده می شود که باید عمل پرسیدن وپاسخگویی درجریان باشد . اگرجریان یاددهی - یادگیری را به درستی تجزیه وتحلیل کنیم خواهیم دید که ارزشیابی ازجریان یاددهی ویادگیری جدا نیست واینگونه ارزشیابی درجریان تدریس باعث بهبود یادگیری ومهارت در دانش آموز می شود . درحقیقت این ارزشیابی انگیزه رشد وپیشرفت را درفرد تقویت می کند واورا دراین مسیرپیش می برد . ارزشیابی را نباید به عنوان تجربه ای که دریک مرحله زمانی رخ میدهد تلقی کرد بلکه باید آنرا کوشش مستمری برای کمک به یادگیری تصورکرد . تحلیل ویژگی پویایی درارزشیابی توصیفی چند نکته مهم را آشکارمی سازد . الف ) ارزشیابی به مثابه ابزاری برای یادگیری است . ب ) ارزشیابی با یادگیری ارتباط تنگاتنگی دارد ، یعنی درمقابل با همدیگرند . ج ) ارزشیابی برمعیارومیزان های موفقیت دریادگیری تاکید دارد . د ) ارزشیابی بر بازخوردهای پیوسته تاکید می کند تا دانش آموزان را به سوی انتظارات آموزشی حرکت دهند . لازم به ذکراست که درارزشیابی توصیفی معیارهایی که معلم درهرجلسه برای روشن شدن انتظارات بیان می نماید باید سه ویژگی اساسی داشته باشد . این ویژگیها عبارتند از: 1- روشن وشفاف باشد 2- مرتبط با انتظارات آموزشی باشد . 3- دانش آموزان قادربه درک آن ملاکها باشند . با شناخت این معیارها دانش آموز آگاهانه به انجام فعالیت یادگیری می پردازد وارتباط بین ارزشیابیهای پیوسته (بازخوردها ) معلم را با فعالیتهای یادگیری ، بهتردرک می کند . علاوه براین می توانند خود سنجی وهمسال سنجی را انجام دهند . یعنی خود را بسنجند ودوستان خود را یاری رسانند . 2- بازخورد : بازخورد به برگشت اطلاعات ازیک منبع که برای تنظیم رفتارمناسب باشد ، اطلاق می شود .(منصور، دادستان 1365 ) درحقیقت بازخورد هسته مرکزی فرایند یاددهی - یادگیری است لذا باید بر روی انتظارات آموزشی وفعالیتهای دانش آموز متمرکزباشد وبه گونه ای انجام گیرد تا به دانش آموز کمک کند خطا ها واشتباهاتش را درروند یادگیری های آینده کاهش دهد و وظایف وتکالیفش را با دقت بیشتری انجام دهد . درواقع بازخورد، نه تنها به دانش آموز درباره چگونگی مهارت ودانش که کسب کرده است اطلاعاتی می دهد بلکه به اومی گوید که چگونه مهارتها ودانش خود را ارتقاء دهد. بازخوردها انواع واقسام دارد که یک تقسیم بندی ساده ازآن به این قراراست . 1- غیررسمی : مانند صحبتهای شفاهی معلم با دانش آموزان درحین کاروفعالیت یادگیری ومشورت دانش آموزبا معلم 2- رسمی : به صورت نوشتنی مانند چک لیست ، رهنمودها وتوصیه هایی برآثاردانش آموز ثبت می شود . بازخورد همچنین می تواند جمعی ویا فردی ونیزتکوینی وپایانی باشد . معلم باید اشکال گوناگون بازخورد را درجریان یاددهی - یادگیری دانش آموزان به کارببرد وبا کمک آنها یادگیری دانش آموزان را هدایت ورهبری کند . گاهی بازخورد ازناحیه دانش آموزان به معلم صورت می گیرد که معلم ازآنها برای بهبود فعالیتهای خود استفاده می کند . همچنین دانش آموزان می توانند به هم کلاسی هایشان بازخورد بدهند . درشکل عمیق تردانش آموز به خود بازخورد می دهد که این شکل بازخورد همان «خود ارزشیابی» است . به سخن دیگرمنابع بازخورد نباید شما معلم باشد بلکه باید منابع متعدد وجریان سیالی ازبازخورد را با هدف بهبود فرایند یادگیری درکلاس به وجود آورند . نوع بازخوردها وجود دارد که به آن فراشناختی گویند . ازطریق این بازخوردها دانش آموز شناختی درباره فرایندهای شناختی خود به دست می آورد . این بازخورد ازطریق تحلیل عملکرد دانش آموز وشناخت ضعفها و قوتهایش امکان پذیر است . این بازخورد عمیق ترین ومفیدترین بازخوردهایی است که یک دانش آموز، دریافت می کند . 3- کیفی بودن : دررویکرد جدید که گرایش کیفی دارد به ویژگیهای عمیق تریادگیری توجه می شود لذا معلم وشاگرد تحریک می شوند که درگیری عمیق تری با مباحث وموضوعها داشته باشند . این به معلم امکان می دهد که درک وشناخت جامع تری از دانش آموزان پیدا کند . ارزشیابی توصیفی درمقیاس نیزگرایش کیفی ازخود نشان می دهد وبه جای مقیاس عددی (0-20 ) مقیاس رتبه ای ( درحد انتظار- نزدیک به حد انتظار- نیازمند تلاش بیشتر) را استفاده می نماید . صرفاً درگزارش پیشرفت (کارنامه ) استفاده می شود . این مقیاس درفرایند یادگیری به کارگرفته نمی شود . مقیاس های ذکرشده انعطاف دارند . زیرا فاصله بین آنها ازفاصله بین مقیاسهای رتبه ای بیشتراست وگروه بیشتری از دانش آموزان را دریک بخش ازمقیاس قرارمی دهد . این امررقابت بین دانش آموزان را کاهش داده وحساسیت آنها را برای کسب نمره ازبین می برد ویا کمترمی کند . 4- عملکرد گرایی : امروز دردنیا گرایش گسترده ای به این موضوع وجود دارد که ارزشیابی ، شکل عملکردی به خود بگیرد، یعنی تلاش می شود معلمان ازنحوه وچگونگی به کارگیری دانش ها ومهارتهای کسب شده دانش آموزان درعمل ارزشیابی انجام دهند . معلمان نیز با بررسی فعالیتهای دانش آموزان اطلاعاتی واقعی ودقیق به دست می آورند وبا آن اطلاعات بهترمی توانند دربهبود یادگیری به دانش آموزان کمک کنند. درعین حال فرصتی است که دانش آموز درعمل با تواناییها وضعف های خود آشنا شود. استفاده ازابزاری به نام پوشه کار درارزشیابی توصیفی نشان دهنده این گرایش است . همچنین تاکید برتکالیف به عنوان منبع واقعی برای داوری درباره وضعیت یادگیری دانش آموزنیزگرایش عملکردی ارزشیابی توصیفی را نشان میدهد . 5- فرایندی : به نظربرخی روانشناسان یادگیری ، یادگیری نتیجه نیست بلکه فرایند است . دراین نگاه معلم انتقال دهنده اطلاعات نیست معلم فراهم کننده فرصتهای یادگیری وبرطرف کننده موانع است وعمدتاً نقش راهنما دارد . (احمدی ، 1382 ) بزرگترین واساسی ترین مهارتی که دانش آموز می تواند درمدرسه وکلاس کسب نماید مهارتهای فراشناخت است که ارزشیابی توصیفی بسترمساعدی برای توجه معلم به این حوزه است . شما با عنایت به ایجاد وتوسعه مهارتهای فراشناختی در دانش آموزان میسرخواهد بود . درواقع مهارتهای فراشناختی لازم یادگیری مادام العمراست . 6- همه جانبه نگری : درارزشیابی سنتی یک جانبه نگری مطرح بود که فقط آن دسته ازویژگیها را مورد بررسی قرارمی داد که قابلیت کمی شدن وتبدیل به نمره (مقیاس فاصله ای ) را داشتند که همان سطوح پایین حیطه شناختی می باشد . ولی در ارزشیابی توصیفی توجه به همه جوانب می باشد . لذا درآن به ابعاد مختلف دانش آموز توجه می شود واهداف نگرش مهارتی – شناختی همه به یک اندازه مورد تاکید است . کاربرد ابزارهای متعدد درارزشیابی درمرحله جمع آوری اطلاعات وتحلیل آنها وگرایش کیفی وفرایندی همه نشان ازویژگی جانبه گرایی است . (رستگار، طاهره ، ارزشیابی درخدمت آموزش ، 1382 ) ارزشیابی پوشه ای : ازدید بسیاری ازکارشناسان ومتخصصان ارزشیابی ، یکی ازبهترین شیوه های ارزشیابی مستمروتوصیفی ، ارزشیابی پوشه ای است که معلم را درجریان مستمرپیشرفت دانش آموز قرارمی دهد واطلاعات کافی را درباره اینکه این دانش آموز درچه وضعیتی است وبه چه کمکی احتیاج دارد ، دراختیاراو می گذارد و ازطرف دیگردرفرایند قضاوت به معلم ، آرامش خاطرمی دهد ، چرا که هرزمان که دچارشک وتردید شود ، رجوع به پوشه دانش آموز او را دراطمینان به قضاوتی که می کند ، کمک خواهد کرد . پوشه مجموعه ای است که نشانی ازتوانایی ها ، نگرشها ودانش دانش آموز است واین مجموعه شامل اطلاعات زیراست :
1- خلاصه ای ازفعالیت های داخل یا خارج ازمدرسه 2- گزارش فردی یا گروهی به همراه توضیحات جزئی کارمثل : فرضیه ، روش کار، اطلاعات جمع آوری شده و... 3- فهرستی ازمشاهدات وحاصل مشاهدات که ممکن است منجربه طبقه بندی ، مقایسه ، .... شده باشد . 4- تکالیف کلاسی وتکالیف منزل 5- ارزشیابی احتمالی 6- نتایج مشاهدات وامتحان های عملکردی هرکدام ازموارد فوق می تواند به صورت کتبی ویا گزارش گونه ، عکس ، نموداروکارهای هنری باشد . اختصاص یک پوشه حاوی موارد گفته شده ، مزایای زیادی دارد ازجمله : 1- معلم راقادرمی سازد که اطلاعات وسیعی ازعملکرد ، نحوه تفکروتوانایی های دانش آموز را درطی یک دوره آموزشی جمع آوری کند . 2- دانش آموزان را تشویق می کند تا درگیرخود آزمایی شوند وتنها نمرات امتحان های کتبی وشفاهی را معیارارزشیابی خود ندانند . 3- تعامل بین معلم ، دانش آموز و والدین را افزایش می دهد . 4- معلمان را قادربه ارزشیابی برنامه آموزش وتدریس خود می کند. این ارزشیابی به معلم امکان می دهد تا دانش آموز را درطی یک دوره طولانی ودرسطوح مختلف یادگیری ، ارزیابی کند ، زیرا آنچه درپوشه نگهداری می شود ، مدارک ودلایل کافی دراختیارمعلم می گذارد تا براساس آنها بتواند دانش آموز را این گونه ارزشیابی کند . هنگام ارزشیابی ازمحتوای پوشه کاربهتراست فهرستی ازانتظارات آموزشی که برای آنها موادی را درپوشه قرارداده اید ، تهیه نمایید و بر اساس نشانه های هر یک ازانتظارات که در پوشه کار مشاهده می کنید بر طبق مقیاس سه قسمتی ( درحد انتظار- نزدیک به انتظار- نیازمند تلاش بیشتر) درباره وضعیت دانش آموز داوری کنید.[1] چک لیست (سیاهه رفتار) وثبت روایتی مشاهده (واقعه نگاری ) یکی دیگرازابزارهای مفید ارزشیابی توصیفی ، ابزارهای ثبت مشاهده است . مشاهده یکی ازابزارهای مهم معلم علاقه مند به اجرای ارزشیابی توصیفی است . چک لیست های مشاهده عبارتند از: فهرست کردن مفاهیم ، مهارتها ، فرایندها ویا نگرشهای ویژه ای که معلم درنظردارد آن را ثبت کند . برای تهیه چک لیست ابتدا هدف آموزشی خود را مشخص نمائید ، سپس تلاش کنید تا نشانه های تحقق هرهدف یا انتظارآموزشی را فهرست نمائید . à چک لیست ها ساده ومحدود باشد . à تا آن جا که ممکن است ازچک لیست هایی استفاده کنید که به آن نیازبیشتری دارید . à مقدارگویه های چک لیست را محدود کنید ، حداکثر12 گویه داشته باشد . àگویه ها ساده وقابل فهم باشد . àزمانی که دانش آموزان درکلاس درحال فعالیت های یادگیری هستند می توانید چک لیست را اجرا کنید . یکی دیگرازابزارهای ثبت مشاهدات معلم واقعه نگاری است . ثبت رویداد ، ابزارمناسبی برای ثبت وقایع ورویدادهایی است که گهگاه معلم درعرصه کلاس ومدرسه مشاهده می کند . این رویدادها برای تصمیم گیری وداوریهای بعدی منبع مفیدی هستند ؛ لذا برخلاف چک لیست ها این ابزاربه صورت منظم استفاده نمی شود . (حسنی ، محمد ، ارزشیابی توصیفی ، ص 138 و ص 139 ) à گزارش رویداد باید دارای تاریخ – توصیف عینی رویداد وتفسیررویداد باشد ، دربخش توصیف آنچه واقعا رخ داده است را بنویسد . àهنگامی که دانش آموزان مشغول فعالیت هستند شما می توانید رویدادهای مورد نظر را ثبت کنید. àبهترین روش ثبت واقعه ها این است که دفترچه ای با تعداد اوراق مناسب تهیه کنید وبرحسب نام خانوادگی به شکل الفبایی تنظیم کنید وبه هر دانش آموز چند صفحه اختصاص دهید . àبهتراست اطلاعات ثبت شده دردسترس دیگران ، حتی والدین ، نباشد . à هنگام تهیه گزارش ، واقع بینانه توصیف کنید . آزمونهای عملکردی : درارزشیابی عملکردی ، از دانش آموزان خواسته می شود که درگیرتکالیف پیچیده شوند یا چیزی را تولید نمایند . بسیاری ازاین ارزشیابیها درمحیط های واقعی رخ می دهد ویا اینکه به سطح بالای مهارتهای مورد نیاز زندگی توجه می نماید . آزمونهای عملکردی انواع گوناگون دارد مانند : à آزمون عملکردی کتبی ، دراین نوع آزمون معلم از دانش آموز می خواهد گزارش را ارائه دهد ، نقشه ای را رسم نماید یا داستان کوتاهی را بنویسد . à آزمون عملکرد با نمونه کار، دراین شیوه ازدانش آموزخواسته می شود حاصل فعالیت عملی خود را ارائه دهد ؛ مانند مکعبی را با ابعاد مختلف بسازد ویا متنی را ترجمه کند. à آزمون عملکرد درموقعیتهای شبیه سازی شده ، دراین نوع آزمونها درموقعیتی غیرواقعی ازدانش آموز خواسته می شود که فعالیتی را انجام دهد . مثلا ازدانش آموز خواسته می شود که نامه ای را بنویسد ودرصندوق پست بیندازد . (به طورنمایشی ) درطراحی آزمونهای عملکردی باید به نکاتی توجه نمایید : 1. اهداف آموزشی باید مهم واساسی باشد . 2. تکلیف یا فعالیت مناسب با هدف مورد نظررا مشخص کنید . 3. دانش واطلاعات لازم برای انجام آزمون عملکردی را یاد بدهید. 4. فرایند اجرای آزمون را برای دانش آموزان توضیح دهید . 5. مواد ووسایل مورد نیازرا مشخص نمایید . 6. روش ارزشیابی ازمحصول کاردانش آموز را مشخص سازید . ارائه گزارش پیشرفت تحصیلی : گزارش پیشرفت تحصیلی ، معادل نام کارنامه است . این گزارش نوعی بازخورد پایانی است که طبق سنت مرسوم درکشورهرسال 2 باربه دانش آموزان داده می شود. علی رغم اهمیت این گزارش در ارزشیابی توصیفی ، ذکراین نکته ضروری به نظرمی رسد که ارزشیابی توصیفی ، همان گزارش پیشرفت (کارنامه توصیفی ) نیست ، بلکه برون داد آن است . بدیهی است که معلم برای این ارزشیابی نمی کند که درپایان گزارش پیشرفت تهیه نماید ؛ بلکه ارزشیابی برای بهبود عملکرد کلاس صورت می پذیرد ودرحین انجام این عمل اطلاعاتی ازعملکرد دانش آموزان فراهم نموده است که براساس مسئولیتی که معلم ومدرسه به عهده گرفته است درراستای ایجاد تغییرات مطلوب درساخت شخصیت دانش آموزان وبراساس اصل پاسخ دهی ، گزارشی ازعملکرد آنها تهیه وبه والدین ارائه می نماید . چند نکته درگزارشها : 1- درارائه گزارش عملکرد دانش آموز، عمدتاً دو رویکرد کلی دیده می شود. درگروهی ازکارنامه ها ، برای هردرس به صورت تشریحی وضعیت دانش آموز اعلام می شود . درگروهی دیگرانتظارات آموزشی هردرس به صورت مشخص فهرست شده اند ودرمقابل هرانتظارمیزان تحقق آن انتظار را بیان می نماید . 2- گزارشی ازوضعیت حضوردانش آموز درمدرسه ، این بخش ازگزارش به نوعی با عملکرد دانش آموزارتباط دارد . این بخش ازگزارش نشان دهنده دقت وتوجه معلم به نحوه حضوردانش آموزوفعالیتهای یادگیری است ونباید ابزاری برای تهدید وتحقیردانش آموزباشد . زیرا آنچه مهم است دلایل عدم حضوراست که معلم درجای خود آنها را پی گیری می نماید . 3- دیدگاه وتوصیه های معلم درباره ارتقاء سطح عملکرد دانش آموز، دراین بخش معلم باید بعد ازشناخت دقیق نقاط ضعف یا قوت کودک ، به منظوررفع یا بهبود آن برنامه ها وفعالیتهایی را پیشنهاد نماید . ازجمله : à تکالیف ویژه ای که دانش آموز باید انجام دهد . àکلاسهایی که باید شرکت کند. àکمک هایی که والدین باید به دانش آموز کنند . àمهارتهایی که نیاز به تقویت دارد وروشهای تقویت آنها . à پیشنهاد مراجعه به پزشک ومشاوره و موارد دیگر. معلمان محترم هنگام نوشتن توصیه ها به چند نکته مهم توجه نمایند : ÷ عبارتها ساده – واضح وکوتاه بوده که والدین ، قادربه درک وفهم آن باشند . ÷درآغازگزارش ، به جنبه های مثبت وموفقیت آمیزکودک اشاره شود. ÷ درصورتی که لازم است معلم برمشکل یا مورد خاصی تاکید داشته باشد ، باید به گونه ای عبارت خود را تنظیم کند که والدین تصورنکنند ، مشکل غیرقابل حلی درپیش روی دارند . بهتراست دربیان مشکلات کودک ازاصطلاحات زیراستفاده شود. ÷او نیازمند .... است . ÷درک موضوعات .... و ..... درس ...... برایش مشکل است . بنابراین باید ....... ÷بهتراست درزمینه ....... کوشش بیشتری کند . ÷سعی شود ازکلماتی مانند : قادرنیست ، نمی تواند ، نمی خواهد ومانند اینها دربیان مشکلات استفاده نشود . ÷ داوری باید مستند به شواهد کافی درپوشه کار باشد . 4- توجه به جنبه های مختلف شخصیت دانش آموزان : دراین بخش حیطه ها ی عاطفی ، جسمانی واجتماعی دانش آموز بررسی می شود . گزارش وضعیت دانش آموزان دراین حیطه ها به صورت توصیفی صورت می پذیرد ومعلم باید با به کارگیری عبارتهای دقیق وحساب شده تصویری ازوضعیت دانش آموز ارائه دهد ، لذا بعد از صحت مطالب آنچه اهمیت زیادی دارد ، نحوه بیان ونگارش است . به اختصاربه چند نکته مهم که رعایت آنها ضروری است اشاره می شود . گزارش معلم نباید کلی وسربسته باشد ؛ مانند اینکه « بچه خوبی است » و یا « موفق است » بلکه باید دلیل اینکه بچه خوبی است ویا دلیل اینکه موفق است را بنویسد . ÷ با ویژگیهای مثبت دانش آموز آغازشود . ÷عبارتهای مثبت انتخاب شود. ÷ از اغراق دوری کنید . ÷به ویژگیهای ذاتی وطبیعی افراد ( مثلا بدخطی به علت چپ دستی ) اشاره نکنید . مثلا دراین مورد اینگونه بیان کنید : اگرتمرین خوشنویسی کند ، می تواند خطی خوانا داشته باشد . ÷به جنبه های مهم وحساس شخصیت کودک ، که برسایرجنبه ها تاثیرمهم دارد توجه شود. ÷از فعالیتهایی که سبب بی علاقگی آنها می شود ، خود داری شود. نیازهای عاطفی دانش آموزان ازقبیل نیازبه محبت ، نیازبه ابرازخود واحساس ارزشمندی است که معلم سعی می کند مشکلات عاطفی آنها را رفع کند ونیزبرای رفع مشکلات احتمالی چون اضطراب ، عدم اعتماد به نفس ، شرم وکم رویی ، حقارت وخود کم بینی ، حسادت ، پرخاشگری و ..... تدابیری اندیشیده شود. معلم ، حاصل این فعالیت ها وپیشنهادهای عمومی یا ویژه خود را به صورت گزارش کوتاهی درکارنامه ثبت می کند . درگزارش ها سعی شود برچسب منفی به دانش آموزان زده نشود وفقط به گزارش رفتارپرداخته شود . تردیدی نیست که برخی موارد ازرفتارهای دانش آموزان نباید درگزارش منعکس شود وفقط معلم باید ازآن اطلاع داشته باشد وآن را پیگیری کند . (حسنی ، محمد ، ارزشیابی توصیفی ص 138 تا ص 159 ) آثار ارزشیابی توصیفی : کاربرد ارزشیابی توصیفی آثاری بردانش آموزومحیط وجریان یادگیری برجای می گذارد که هریک هدفهای ارزشمند تربیتی تلقی می شود که نظام آموزشی درپی تحقق آنها ست ازجمله : 1-بهبود یادگیری : با این الگوی ارزشیابی فرایند یاددهی یادگیری بهبود می یابد ، یعنی ماهیت درمانی دارد ؛ زیرا توجه به فرایند ازیک نظربه معنی حذف موانع یادگیری است . به تبع حذف موانع ، نتایج مورد انتظارآموزشی بهتروبیشترمحقق می شود . درضمن یادگیری عمیق وپایدارصورت می گیرد . ارزشیابی توصیفی با کمک بهبود یادگیری دانش آموز ، شناخت موانع وضعفها ورفع نسبی آنها دریادگیری دگرگونی ایجاد می نماید . با این روش تعداد دانش آموزانی که نیازبه تکرار پایه دارند عملا کاهش می یا بد . ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه : دانش آموزان نگرش مطلوبی نسبت به یادگیری پیدا می نمایند وازآن لذت می برند ، زیرا فضای خالی ازاسترس واضطراب ، رابطه انسانی بین معلم وشاگرد را قوی می کند لذا دانش آموزان نسبت به یادگیری وبدنبال آن اجزا وعناصر دیگرمحیط آموزشی نگرش مثبتی پیدا می نمایند . افزایش بهداشت روانی کلاس درس : دراین الگو ارزشیابی به صورت امتحان مکرردیده نمی شود وبهداشت روانی محیط یاددهی یادگیری بهبود می یابد . با تغییرالگوی ارزشیابی وکاهش ارزش واعتبارآزمونهای پایانی ، اضطراب کم می شود وکودکان برای یادگیری تلاش می کنند وحتی دنبال ضعفهای خویش می روند چون می دانند که شناخت ضعفهایشان به بهبود یادگیری کمک می کند. افراد دیگراین الگوی ارزشیابی درکلاس این است که رفتارهای غیرارزشی مانند تقلب به شدت کاهش می یابد . ارزشیابی توصیفی تلاش می نماید تا فضایی ایجاد کند که دانش آموز خطا واشتباه را لازمه پیشرفت ورشد بداند .
افزایش اعتماد به نفس : دراین الگوی ارزشیابی اعتماد به نفس ، انگیزش تحصیلی واستقلال عمل دانش آموز افزایش می یابد زیرا دانش آموز ازمعیارها وملاکهای عملکرد صحیح آگاهی دارد ومی تواند اثرخودش را بررسی وارزشیابی نماید . همچنین بیان قوتها وموفقیتهای دانش آموز توسط معلم به افزایش اعتماد به نفس دانش آموزمنجرمی شود . افزایش روحیه نقد پذیری درکودکان : وقتی دانش آموز از وضعیت پیشرفت خود آگاهی پیدا می نماید بازخوردهای پی درپی دوستانه وصادقانه معلم باعث می شود او ضعفها وقوتهای خود را درحین یادگیری بشناسد . معلم علاقه مند به این رویکرد ارزشیابی ضمن بررسی کار دانش آموزوبیان موفقیتهای او درانجام کاروذکرخطاهای احتمالی بازخوردی صادقانه به وی داده است . درحقیقت دراین روش کودک انتقاد پذیرخواهد شد وتحمل نقد دیگران نسبت به خود را پیدا خواهد نمود. افزایش مشارکت دریادگیری : علاقه دانش آموزان به یادگیری ونگرش مثبت آنان به مدرسه ، مشارکت دانش آموزان را درفرایند یادگیری افزایش می دهد . ازاین رو کودکان فعالانه درامریادگیری درگیر می شوند . (حسنی ، محمد ، ص 92 ، 97 ) رشد مهارت نقد خود : دراین روش دانش آموزتوانایی ومهارت نقد خود را کسب می نماید . همچنین سعه صدر وی نیزافزایش می یابد . تحقیقات نشان می دهد هرگاه روش خود سنجی با ارزشیابی معلم همراه شود یعنی معلم به روش فرایندی ، بازخوردهای مناسب به دانش آموز بدهد عملکرد دانش آموز بهبود می یابد . چگونه می توان ارزشیابی توصیفی را اشاعه داد ؟ درکشورما به موضوع اشاعه نوآوریها وطرحهای جدید ازمنظردقیق وعلمی توجه نشده است . بسیاری آن را با اطلاع رسانی ساده هم معنی می گیرند درحالی که اطلاع رسانی جزئی ازفرایند اشاعه است . اشاعه نوآوریها جریانی پیچیده است که امروزه به یک حوزه دانش مستقل تبدیل شده است وصاحبنظرانی دراین زمینه دارد . دراینجا شیوه ای برای اشاعه این نوآوری یعنی ارزشیابی توصیفی می آوریم : الگوی پیشنهادی اشاعه ارزشیابی توصیفی ، الگویی ترکیبی ازاشاعه رسمی وغیررسمی است . دراین الگو اشاعه غیررسمی ، مقدم براشاعه رسمی است . به سخن دیگرباید بسترفکری وفرهنگی مناسبی برای اشاعه رسمی آماده شود ، یعنی تقاضای اجتماعی ازبدنه نظام آموزشی دربخش وسیعی مشاهده شود . دربخش اشاعه غیررسمی باید الگوی ارزشیابی توصیفی با ابزارها وروشهای مختلف به اطلاع مخاطبان طرح که معلمان ، مدیران ، کارشناسان و والدین هستند رسانیده شود . آگاهی بخشی به مخاطبان وگروه هدف ، بویژه معلمان ، بخش مهم واساسی اشاعه است . درحقیقت اشاعه نوآوری نوعی فرایند برقراری ارتباط است وبرای آن می توان الگویی درنظرگرفت که دربردارنده عناصرمنبع پیام ، پیام ، کانال ، گیرنده واثرباشد . منبع پیام یا فرستنده ، ابداع کنندگان وارائه دهندگان ایده نوآورانه هستند . گروهی ازفرهنگیان درسراسر کشور درمناطق ومدارس وجود دارند وپیشگام درابداع واجرای نوآوری هستند وبا نوآوریها به نحو مثبت وفعال برخورد می نمایند . این گروه درعین حال می توانند تاثیرغیررسمی بربینش ورفتاردیگران به منظور اشاعه نوآوری داشته باشند . اصولا این گروه آنرا درعمل شناسایی شده ، اطلاعات لازم به آنها رسانده شود قادرند اشاعه نوآوری را به نحو مطلوب تری پیش ببرند . پیام دراینجا همان نوآوری است یعنی الگوی ارزشیابی توصیفی . همین تازگی است که واکنش فرد را دربرابر آن تعیین می کند . ارزشیابی توصیفی نیز نیازمند تغییرفکر ونظام ارزشی ونگرشی وتربیتی فرد است وهمچنین باید درکردار تربیتی معلم بروز نماید . درهرطرح نوآورانه ، معلم باید درمتن واساس آن قرار گیرد . تغییر نگرش وتفکرمعلم گام آغازین درجهت استقرارایده نوآورانه تربیتی است درصورتی که این حرکت شروع شود وتغییر نگرش وتفکر محقق شود اندک اندک تقاضا ازبدنه نظام افزایش می یابد . بنابراین اشاعه ارزشیابی توصیفی درمراحل اولیه بهتراست تقاضا محورباشد . بدینسان مدارسی که متقاضی اجرای الگوی جدید ارزشیابی هستند باید تلاش نمایند شرایط وزمینه های آن را فراهم نمایند. دراین زمینه چند نکته درخور اهتمام است که مدارس متقاضی باید به آنها توجه نمایند : 1- ارزشیابی توصیفی باید به مثابه جزیی ازفرایند یاددهی یادگیری کلاس درس تلقی شود . 2- به طورکلی روشهای تدریس جدید مانند روشهای مشارکتی وهمیارانه پیش شرط تحقق ارزشیابی توصیفی است . معلمی که وظیفه خود را انتقال معلومات به ذهن دانش آموزان می پندارد ، قادر نخواهد بود ارزشیابی توصیفی را به خوبی اجرا کند . 3- معلمان مجری طرح باید مهارت لازم را برای اجرای روشهای جدید تدریس داشته باشند . این معلمان ارزشیابی توصیفی را بهتردرک نموده آنرا مکمل روش تدریس خود می دانند . 4- اجرای ارزشیابی توصیفی نسبت به شیوه سنتی ارزشیابی پیچیده تراست ونیازمند آن است که معلم مهارتهایی را داشته باشد نظیر: 1. مهارت مدیریت پوشه کاروتحلیل اطلاعات آن 2. مهارت تهیه فهرست وارسی وبه کارگیری آن 3. مهارت ارائه تکالیف مناسب وبررسی آنها 4. مهارت ارائه بازخوردهای توصیفی به دانش آموزان 5. مهارت تهیه واستفاده ازابزارهای ثبت مشاهدات 6. مهارت به کارگیری روشهای خود سنجی وهمسال سنجی 5- مدیرآموزشگاهی که قراراست ارزشیابی توصیفی را درکلاسهای خود اجرا کند باید نگرش مثبتی به نوآوری داشته باشد وازآن استقبال کند . وباید نقش خود را به عنوان رهبرآموزشی تسهیل گر بداند که مدیریت فرایند یادگیری را به عهده دارد . 6- داشتن حد متوسطی ازامکانات برای اجرای الگوی ارزشیابی جدید ضرورت دارد : مثلا به کارگیری روشهای فعال نیازمند فضای مناسب ، میزوصندلی مناسب وبرای نگهداری برخی ابزارهای ارزشیابی توصیفی وسایلی مناسب آن ابزار لازم است . 7- درامراجرای این ارزشیابی درمدرسه ، رکن سوم آموزش و پرورش یعنی خانه نیزباید با مدرسه هماهنگ باشد . یعنی والدین دانش آموزان کلاسهای مجری باید درک درستی از ارزشیابی توصیفی پیدا نمایند که نیازمند برگزاری جلسات بحث وگفتگو با والدین است . تصمیم گیرندگان سطوح بالای نظام آموزش و پرورش باید بسترهای دیگری را نیزفراهم کنند ازجمله موارد زیر: تغییربرنامه های تربیت معلم : درکنارتغییرنگرش معلم برای استقرارصحیح ارزشیابی توصیفی توجه به تربیت معلم واصلاح وتغییربرنامه های آن ضروری ولازم است .
اصلاح وتغییربرنامه درسی : خوشبختانه در راستای تغییرنظام ارزشیابی ، تغییراتی دربرنامه درسی علوم ، هنر، قرآن وهدیه های آسمانی و بخوانیم وبنویسیم رخ داده است که این تحولات پشتیبان الگوی جدید ارزشیابی است . (دکترحسنی – محمد ، دکتراحمدی – حسین ، ارزشیابی توصیفی - ص 100- 110 ) راهکارهای اجرای ارزشیابی توصیفی : تغییر درفرایند یاددهی - یادگیری : معلم علاقه مند به ارزشیابی توصیفی لازم است الگوهای جدید تدریس را فراگرفته وبه کارگیرد ، به کارگیری این الگوها ، جو و فضای کلاس را برای اجرای هرچه بهتر ارزشیابی توصیفی آماده می سازد . 1- تلاش برای شناخت دقیق تر دانش آموز: شعاراساسی ومحوری ارزشیابی توصیفی « ارزشیابی درخدمت یادگیری است » لذا معلم باید تلاش نماید دانش آموزان خود را درحد امکان به خوبی بشناسد وازعلل ضعفهایشان آگاهی یابد . این کاربادقت بر روی اشتباهات آنها درجریان یادگیری وتحلیل آن خطاها میسراست . ارزشیابی توصیفی درحقیقت امکان شناخت این گونه مسائل را به معلم می دهد . 2- بازخورد : اولین قدم در راه اجرای ارزشیابی توصیفی حذف نمره است . خلأ این نوع بازخورد را بازخورد توصیفی پرمی کند . این نوع بازخورد درعین حال به سبب ماهیت تعاملی آن فرایند یادگیری را بهبود می بخشد . بازخوردهای توصیفی درواقع حاصل بررسی وداوری معلم ازفعالیتهای دانش آموز است که با آن فعالیت دانش آموز را درجهت مسیرانتظارات آموزشی سامان می دهد بازخوردهای توصیفی همان داوریهای معلم است که دانش آموز را درجهت بهبود عملکرد خویش یاری می رساند . بنابراین بازخوردهای توصیفی به دانش آموزان این امکان را می دهد که وضعیت کنونی خود را به خوبی بشناسد وفعالیتهایی را که مناسب است انجام دهند تا پیشرفت بهتری داشته باشند . معلم نیزازاین طریق دیدگاههای اصلاحی خود را اعلام ونتایج وتاثیرات آنرا پی گیری می کند . به هرحال استفاده صحیح وبه جا ازاین بازخوردها ارتباط بین معلم ودانش آموز را بهبود می بخشد . به طورکلی یک بازخورد مفید وموثرشامل دو قسمت اصلی است : 1- توصیف وضعیت موجود دانش آموز 2- رهنمود دربخش توصیف وضعیت موجود ، معلم ، جایگاه دانش آموز را به بیان ساده بیان می کند یعنی میزان موفقیت وخطاهای او را مشخص می کند ودانش آموز با دریافت این بخش ازباخورد با وضعیت خود آشنا می شود . بخش رهنمود برای تحلیل معلم ازموفقیت وخطاهاست . رهنمود معلم به دانش آموز دررفع خطاها وتوسعه موفقیتهایش کمک می نماید . (حسنی – دکترمحمد – ارزشیابی توصیفی ص 119- 124 ) بلاک و ویلیام که ازصاحبنظران درحوزه ارزشیابی هستند اعتقاد دارند که دادن نمره و رتبه درحین فرایند یادگیری باعث توقف فعالیت فرد می شود زیرا با گرفتن نمره دانش آموز کارش را پایان یافته تلقی می کند وانگیزه اش برای تداوم فعالیت یادگیری کاهش می یابد . اما اگردانش آموز درحین یادگیری به جای نمره ، بازخورد توصیفی دریافت دارد ، علاقه مند به تداوم فعالیت خواهد شد . با این توضیحات به معلم پیشنهاد می شود برای ارائه یک بازخورد سازنده ازفعالیت دانش آموز جملات خود را با این عبارتها ومشابه آنها آغازکنند : دخترخوبم شما موفق شده اید که .... توانایی ات در...... بهترشده است . کارت نسبت به قبل بهترشده است و ..... بازخوردها باید فرد را به تلاش بیشتروادارد . جملاتی مانند (توهمیشه موفق هستی ) نوعی خوش بینی بیش ازحد را به وجود می آورد که ممکن است سطح تلاش کودک را کاهش دهد . اگرقصد دارید این مفهوم را برسانید که دانش آموز نیازمند کمک وفعالیتهای خاصی است بعد ازبیان جملات انگیزشی که به موفقیتهای کودک اشاره دارد جملات خود را با این عبارتها آغاز کنید : نیازمند آن است که ...... در زمینه ..... به تقویت نیازداری . به نظرمی رسد در ....... مشکل داری . تحلیل پیشرفتها وضعفهای دانش آموز: ازدیگرفعالیتهای اساسی معلم درجریان یادگیری وارزشیابی از روند آن تحلیل ضعفها وقوتهای دانش آموزاست . طراحی تکلیف ، طراحی یک فرصت یادگیری برای دانش آموزانی است که نیازویژه به آموزش دارند واین نیاز با مطالعه عملکرد گذشته فرد وتحلیل خطاها وموفقیتهایش شناخته می شود واین کارتنها ازطریق ارزشیابی توصیفی ممکن است . معلم می تواند براساس شناختی که از دانش آموزخاصی پیدا کرده است وبه فرض او را دریک زمینه ضعیف دیده برایش تکلیفی تعیین کند تا ضعفش جبران شود . یا این که دانش آموزی برعکس درزمینه ای قوی است ومی توان تکالیف ویژه ای برایش درنظرگرفت . براین اساس تکالیف درسی یکی ازابزارهای مهم ارزشیابی توصیفی است وبررسی تکالیف درسی به وسیله معلم اطلاعات ارزشمندی ازعملکرد دانش آموزان بدست میدهد . ارزیابی ازتکالیف درسی باید براساس روش مورد نظردراین رویکرد صورت گیرد که همان روش ارائه بازخوردهای توصیفی است . (حسنی ، محمد ، ارزشیابی توصیفی ( ص 125- 130 ) تجزیه وتحلیل ارزشیابی توصیفی : مطالعه وبررسی گزارش ناظران طرح ونظریات معلمان ، مدیران ، والدین وکلیه دست اندرکاران نشان میدهد که به طورکلی طرح ارزشیابی کیفی توصیفی با توجه به ویژگیهای آن ازجمله : توجه به ویژگیهای اجتماعی عاطفی ، سطوح مختلف یادگیری ، استفاده ازابزارهای مختلف ومتناسب ، کاهش اضطراب وتوجه به سلامت روانی ، توجه به عملکرد ، توجه به همه جانبه گری وانعطاف درتعریف پیشرفت تحصیلی وسرانجام توجه به اهداف ومعیارهای تعلیم وتربیت وبرنامه های درسی دانش آموزان است ، با خود هیجانها واضطرابهای کاذب وغفلت ازاهداف ومعیارهای اصلی برنامه ها ومواد درسی را به همراه دارد ، با استقبال وتوجه روبه رو شده وبه عنوان یک طرح ضروری ومهم تلقی شده است . دراین جا خلاصه ای ازقوتها وپیامدهای اجرایی وضعفهای این طرح ازدیدگاه های معلمان ، صاحب نظران ، مدیران و والدین را بیان می کنیم . الف ) قوتها وپیامدهای اجرایی : 1- توجه به حیطه های عاطفی ورفتاری 2- کاهش اضطراب امتحان 3- توجه به ارزشیابی مستمروفرآیندی 4- درگیرشدن اولیاء با امور تحصیلی فرزندان خود 5- تنوع ابزارها 6- رهایی ازشماتت ها وفشارروانی نمره بیست 7- ایجاد رقابت سالم 8- عدم شرمندگی به دلیل اخذ نمره پایین 9- احساس لذت وغرور ازدیدن پوشه کار 10- ازبین رفتن حس حسادت 11- ازبین بردن حساسیت والدین نسبت به نمره 12- آزادی عمل بیشتر دانش آموزان درکلاس وخانه 13- کاهش وابستگی دانش آموز به معلم 14- تغییردیدگاه فراگیران ازنمره گرایی به امرمهم یادگیری 15- به کارگیری ابزارهای متعدد 16- ایجاد احساس کلی شایستگی در دانش آموز 17- پرورش مهارتهای اجتماعی 18- حذف برچسب هایی مانند : خنگ وتنبل و ...
ب ) ضعفها : 1- وقت گیربودن به دلیل تنوع ابزارها وعدم تناسب با حجم کتاب درسی 2- افزایش حجم کاری معلمان درخانه ومدرسه 3- ضعف اطلاع رسانی عمومی 4- امکانات وتجهیزات باید متناسب با حجم فعالیت معلم باشد . 5- ناکافی بودن آموزش معلمان واولیاء 6- مشخص نبودن بعضی ازجزئیات طرح 7- امکان قضاوت سطحی معلمان 8- معلم را خسته می کند ، وی را به قدری وارد جزئیات می کند که احتمالا هدفهای اصلی تعلیم وتربیت فراموش می شود . 9- قابل درک نبودن واژگان مقیاس برای دانش آموزان 10 – بالا بودن هزینه ها نسبت به کلاس های بالاتر 11- عدم وجود ماشین تکثیر، اتاق صوتی تصویری ووسایل آموزشی مناسب درهرمدرسه . 12- عدم رقابت سالم بین دانش آموزان و ... طرح ارزشیابی توصیفی براساس داوری ذهنی معلم ، استواراست . وابستگی داوری به مهارتها وتوانمندیهای معلم لزوم فراهم آوردن مجموعه ای ازشناختها ومهارتها را مورد تاکید قرارمی دهد . (روزنامه نگاه ص 9 وص 6 . نیمه دوم مهرماه 1384 )
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 8:20  توسط ز.ر
|
آغاز امامت حضرت مهدی (عج) مبارک باد
لب باز نمود بلبل و گل خندید ایام عزارفت وکنون آمد عید بنهادبسرتاج ولایت مهدی تاکورشود هرآنکه نتواند دید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 12:10  توسط ز.ر
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 15:34  توسط ز.ر
|
شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت باد شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 15:11  توسط ز.ر
|
|